ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 7 از 7 نخست ... 567
نمایش نتایج: از 61 به 70 از 70
  1. #61
    رازی
    کاربر فعال تالار صنایع سرامیک
    تاریخ عضویت
    2014/03/09
    نوشته ها
    243
    552
    563

    Rofl گفتگو...

    می گویند:“مریلین مونرو ” یک وقتی نامهای به “البرت اینشتین” نوشت:«فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو… چه محشری میشوند!»
    “اینشتین” در جواب نوشت:«ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود! ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا میشود!!»
    «خدایا! به من کمک کن تا امروز، دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنم. »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
  2. 4
  3. #62
    رازی
    کاربر فعال تالار صنایع سرامیک
    تاریخ عضویت
    2014/03/09
    نوشته ها
    243
    552
    563
    اسم من…!

    اوایل ترم بود. صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه. چون عجله داشتم بجای ۵۰۰۰ تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون.
    سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از دخترای آس و خوشگل کلاس جلو نشسته
    یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد…
    با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم: “کرایه ی خانم رو هم حساب کنید
    دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه…
    اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادم و کوتاه نمی اومدم میگفتم به خدا اگه بزارم تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده
    هَمَشَم میدیدم نیشِ راننده بازه خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم بعدش گفت: “چطوری با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی؟”
    یهو انگار [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] شدم. آخه پول دیگه ای نداشتم الکی سرمو کردم تو کیفمو وقتکشی تابلوُ…
    که دیدم خانم خوشگله کرایه ی جفتمونو حساب کرد ولی از خنده داشت میترکید :|
    داشت گریه ام میگرفت که اس.ام.اس داد و گفت: “پیش میاد عزیزم ناراحت نباش موافقی ناهارو با هم بخوریم؟
    حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم!
    خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم: “باشه” این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو “مستضعف” سیو کرده…!!!
    «خدایا! به من کمک کن تا امروز، دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنم. »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
  4. 5
  5. #63
    OSTAD
    کاربرمسدود
    تاریخ عضویت
    2013/04/14
    محل سکونت
    دنیای هزار رنگ
    نوشته ها
    349
    526
    652
    نقل قول نوشته اصلی توسط رازی نمایش پست ها
    اسم من…!

    اوایل ترم بود. صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه. چون عجله داشتم بجای ۵۰۰۰ تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون.
    سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از دخترای آس و خوشگل کلاس جلو نشسته
    یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد…
    با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم: “کرایه ی خانم رو هم حساب کنید
    دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه…
    اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادم و کوتاه نمی اومدم میگفتم به خدا اگه بزارم تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده
    هَمَشَم میدیدم نیشِ راننده بازه خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم بعدش گفت: “چطوری با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی؟”
    یهو انگار [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...] شدم. آخه پول دیگه ای نداشتم الکی سرمو کردم تو کیفمو وقتکشی تابلوُ…
    که دیدم خانم خوشگله کرایه ی جفتمونو حساب کرد ولی از خنده داشت میترکید :|
    داشت گریه ام میگرفت که اس.ام.اس داد و گفت: “پیش میاد عزیزم ناراحت نباش موافقی ناهارو با هم بخوریم؟
    حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم!
    خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم: “باشه” این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو “مستضعف” سیو کرده…!!!
    عالی بود مهندسس
  6. 2
  7. #64
    رازی
    کاربر فعال تالار صنایع سرامیک
    تاریخ عضویت
    2014/03/09
    نوشته ها
    243
    552
    563
    داستان آموزنده


    .
    ..
    ..
    ...
    ...
    ....

    .
    ..

    دﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻨﺪ ﭘﺪﺭِ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ . ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﭘﺪﺭ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ،ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟّﻪِ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝِ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﻮﻡ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﺵ ﮔﻠﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻭ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯﻟﮑّﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﺷﺐ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩﻣﯿﺎﺩﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺍﻭﻥﻟﮑّﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺮﻃﺮﻑﮐﻨﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ !
    ﺷﺐ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏِ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ .ﻣﺎﺩﺭِﺩﺧﺘﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﺭﻭﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻟﮑﻪ ﺭﻭﺑﺮﻃﺮﻑ ﮐﻨﻪ .
    ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺯﻧﮓِ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻣﺘﻮﺟّﻪ ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺱ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﻭ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺑﻪﺩﺧﺘﺮﻣﯿﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪﻣﯿﮕﻪ : ﭘﻮﺩﺭ ﺷﺴﺘﺸﻮﯼ ﭘﺮﺳﯿﻞ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻨﺪﮔﯽ ﻓﺭﺍﻭﺍﻥ ﻟﮑﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯿﺒﺮﻩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺭﺩﯼ ﺍﺯ ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ "
    ﺷﺴﺘﺸﻮ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺮﺳﯿﻞ ...

    ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﮔﻪ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩﯾﻨﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻭ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﮕﻢ



    ساده لوحا فک میکنن کتاب خریدن اوج روشنفکریه…
    ولی مرحله ی بالاتری هم هست که کتاب نمیخری تا به قطع درختان کمک نکرده باشی.
    ما اونجاییم

    .
    .
    .
    دختروپسر اصفهانی میخواستن از هم جدا شن این مکالمه شون روز اخره: پسر:خره حلالد نیمیکونم هرچی خرجید کردم... دختر:چیچیا خرجم کردی؟ از روز اول تک زنگ میزدی که زنگد بزنم روزی 5 تومن شارژی منا تیغ میزدی
    میرفتیم بیرون می بردیم لبی رودخونه میگفتی هوا خُبس..

    هوا بُخور یبارم که بردیم کافی شاپ افتتاحیه کافی شاپ بود مفتی بود برامون...
    دیگه چیچی میگوی؟؟؟ پسر:عا احساساتی پاکما چیچی میگوی که خرجد کردم ...



    آمار فروش بالای کتاب در نمایشگاه امسال نشون میده که علی رغم مشکلات اقتصادی مردم هنوز برای دکوراسیون خونشون اهمیت قائلن !!
    .
    .
    .
    کاشکی میشُد با وسایلم صحبت کنم و براشون توضیح بدم که من خیلی خسته ام … خودشون رعایت کنن و پخش و پَلا نشن
    واااااالا



    یه سری از پسرام هستن که امروز ریششونو میزنن فردا درمیاد

    اینا از خاک حاصلخیز خلق شدن ! :|
    .
    .
    .
    زنگ زدم سازمان سنجش زنه برداشته میگه بفرمایید کاری داشتید؟
    میگم نه پس.فقط خواستم پیشاپیش حلول ماه پرخیر و برکت شعبان رو بهتون تبریک بگم
    .
    .
    (شوخی بود.اونی که از سازمان سنجش اینو داری میبینی ارواح مرده هات حذفمون نکن از ارشد)
    ویرایش توسط رازی : 2014/05/06 در ساعت 17:11
    «خدایا! به من کمک کن تا امروز، دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنم. »
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
  8. 5
  9. #65
    samane.metal
    مدیـــر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/12/03
    محل سکونت
    Tehr@n
    نوشته ها
    455
    195
    882

    Cool


    خدایا!

    من اگر بد کنم تو را بنده ی دیگر بسیار است...

    تو اگر مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟؟

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
  10. 4
  11. #66
    samane.metal
    مدیـــر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/12/03
    محل سکونت
    Tehr@n
    نوشته ها
    455
    195
    882
    ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ! )



    من موندم این مخترع نون تافتون چه فکری کرده این همه سوراخ گذاشته رو این نوون؟؟؟یه لقمه درست حسابیم نمیشه گرفت همش نشت میکنه!


    دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!



    یه مثل کامپیوتری هست که میگه :
    حال ما اینــقــدرا هـم خوب نیست ، فـتـوشـاپــه !!!




    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!






    یکی از ایرادای ِ موبایل اینه که وقتی ییهو قطع می کنی صدای ِ کوبیده شدنِ گوشی اون ور نمی ره...!!!
    باید یه فکری کرد بالاخره...
    پس این دانشمندا چی کار می کنن؟!! :دی




    ما ز یاران چشم یاری داشتیم
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هیچی دیگه رفتیم دکتر چن تا قرص ضد توهم داد خدارو شکر الان بهتریم....




    خدایا!

    من اگر بد کنم تو را بنده ی دیگر بسیار است...

    تو اگر مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟؟

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
  12. 1
  13. #67
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218
    یه کلیپ جالب :)

    و کاملا واااااقعی ؛-)

    خدمت دوستان ...


    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

  14. 7
  15. #68
    صدای سکوت
    مدیـــر تالار ادبی
    تاریخ عضویت
    2012/11/17
    محل سکونت
    هر آنجا که خدا سایه سارش باشد
    نوشته ها
    921
    1,237
    3,195
    این ویدیو ببینین جالبه
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]


    باورم دارم خــــدا بهترین تقدیر را رقم میزند
    اما طاقت دلتنگی ندارم

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]




  16. 5
  17. #69
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218
    من چیزی ندارم بگم...

    سکوت میکنم...

    :-|


  18. 5
  19. #70
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218
    سلام دوستان...

    پیشنهاد میکنم این کلیپ رو ببینید...


    جالب بود برا من...

    :)

    [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

  20. 3
صفحه 7 از 7 نخست ... 567
نمایش نتایج: از 61 به 70 از 70

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •