ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218

    موسیقی در عصر ساسانیان

    موسیقی در عصر ساسانیان


    برخلاف دوره هاي هخامنشي و اشكاني مدارك بسياري در دست است كه از رشد و توسعه موسيقي ايران در عهد ساساني حكايت مي كند. در عهد ساساني موسيقي يكي از هنرهاي ملي بوده كه به منتها پايه پيشرفت و ترقي خود رسيده است. قسمتي از موسيقي ما كه هنوز تحت تاثير موسيقي اروپايي قرار نگرفته، دنباله همان موسيقي عهد ساساني است و همان طور قسمتهايي از موسيقي عرب كه هم آهنگ با موسيقي ماست دنباله موسيقي ايراني است .
    هر دستگاه شامل يك پيش درآمد، آواز، تصنيف و رنگ است و همه اجزاء يك دستگاه يا مقام با هم مرتبط و هم آهنگ است. نواختن هر دستگاه در سازها كوك مخصوص به خود را دارد كه بايد آهنگ و احساسات ناشي از همان دستگاه را نشان دهد. در آيين مزدك موسيقي به عنوان يكي از نيروهاي معنوي شناخته شده و اين مي رساند كه موسيقي در زندگي اكثريت مردم نيز كم و بيش نفوذ داشته است.
    اعراب هنر موسيقي را از ايرانيان آموخته و با آميختن نواها و الحان دستگاههاي جديدي به وجود آورده اند كه اصول آن اقتباس از موسيقي ايراني است و به همين دليل موسيقي عرب به گوش ما غريب نيست و مطبوع طبع است چون ريشه ايراني دارد. اعراب موسيقي عهد ساساني را در قلمرو اسلامي رواج دادند و آهنگهاي ايراني تا جنوب فرانسه پيشرفته است و امروز ما مي بينيم كه موسيقي اسپانيولي روح شرقي و ايراني دارد.
    آلات موسيقي در اين دوره بسيار متعدد است كه نام بعضي از آنها ذكر مي شود:
    ارغنون ـ رود ـ بربط ـ تاس ـ عود ـ زنجير ـ چنگ ـ ني .

    فنون موسيقي در زمان خسرو پرويز به علت تشويق شاهنشاه ساساني پيشرفت زيادي كرده است و نوازندگان بزرگي در اين دوره به وجود آمده اند كه معروفترين آنها باربد است .
    آهنگهاي اين دوره نيز بسيار متنوع بوده كه در ديوان نظامي و منوچهري به بسياري از اين آهنگها اشاره شده است . از جمله پاليزبان ـ شاد باد ـ كاسه گري ـ باربد براي هر روز از ماه آهنگي ساخته است كه

    معروفترين آهنگهاي زمان ساساني است كه نامهاي آنها بدين قرار است :
    آرايش خورشيد ـ آيين جمشيد ـ نوبهاري ـ تخت طاقديس ـ شبديز .

    در اين عصر وجود سازندگان و نوازندگان مغتنم و محترم و هنر آنها مورد تشويق و ترويج پادشاهان بوده است. اردشير بنيان گذار شاهنشاهي بزرگ ساساني ، ضمن دسته هاي درباري رديفي را هم به موسيقي دانان و رامشگران اختصاص داده بود و دسته خوانندگان و نوازندگان قرب و منزلتي خاص در دربار داشتند كه گاهي بر بعضي از دسته هاي خواص هم برتري پيدا مي كردند.
    دوران پادشاهي خسرو پرويز را كه 37 سال تمام طول كشيد (590 ـ 627 ميلادي ) عصر طلايي موسيقي ايران در ادوار پيش از اسلام مي دانند. در اين عصر هنر موسيقي به منتها پايه ترقي خود رسيد. مثلا قطعه يزدان آفريد شايد نام سرودي مذهبي بوده است.برخي ديگر جشنها و فصول مختلف و به خصوص فرارسيد بهار را شرح و توصيف مي كرده است.آهنگ راست يادگار آن دوران و يكي از دستگاههاي مهم است كه در موسيقي ايران و عرب و ترك هنوز وجود دارد.
    به نظر مي رسد باربد بزرگترين آهنگ ساز عصر خود بوده و نه تنها به سبب توانايي در خلق آهنگهاي گوناگون و مهارت نوازندگي بر همگنان برتري داشته ، بلكه به علت احساساتي كه اجراي قطعاتش در شنونده به وجود مي آورده ، ممتاز بوده است.
    مورخان دستگاههاي موسيقي قديم ايران را به باربد نسبت مي دهند ولي اين دستگاهها پيش از باربد وجود داشته ولي او تغييراتي در آنها پديد آورده و آن را تكميل كرده است. كريستين راجع به موسيقي عهد ساساني مي نويسد : در اين عهد چنانكه ذائقه را با خوراك هاي لذيذ و شراب هاي گوارا و شامه را با بوهاي خوش مي پرورانيده اند ، سامعه را نيز با الحان دلكش موسيقي كه با مهارت و استادي تركيب يافته بود پرورش مي دادند.
    آخرين سلطنت بزرگ
    مسعودي نام آلات موسيقي ايرانيان را چنين آورده است :
    عود ، و ناي ، و كه طنبور ، و مزمار ، و چنگ و گويد مردم خراسان بيشتر آلتي را در موسيقي بكار مي بردند، كه هفت تار داشت، و آنر زنگ (رنج) مي خواندند، اما مردم ري و طبرستان و ديلم طنبور را دوست تر داشتند ، و اين آلت نزد همه قرس مقدم بر ساير آلات بوده است.






    شكارگاه خسرو در طابق بستان ظاهراً حاكي از اين است كه در آن عصر چنگ آلت درجه اول موسيقي ساساني بوده است. اما آ لات ديگر ، كه مطابق آثار آن عصر مسلما در عهد پرويز وجود داشته ، عبارتند از: شيپور و طنبور ناي ؛ روي بعضي از ظروف نقره تصوير ناي زناني بنظر مي رسد
    نام عده كثيري از آلات موسيقي در رساله پهلوي خسرو و غلامش مسطور است ، از جمله عود هندي موسوم به ون و عود متداول موسوم به دار ، و بربط ( بربوذ ) و چنگ و تمبور، و سنطور موسوم به كناره و ناي ، و قره ني موسوم به مار ، و طبل كوچكي به دمبلگ بوده است.
    معروفترين رامشگران و ترانه سازان در دربار خسرو پرويز سركش و باربذ بوده اند .آنچه از احوال اين دوستان بما رسيده ، ماخوذ از خوداي نامگ نيست، بلكه از بعضي كتب عاميانه اواخل عهد ساساني نقل شده است.تفصيلي كه در كتاب فردوسي و ثعالبي آمده ، تا اندازه افسانه آميز است . گويند ، سركش در

    آغاز حائز مقام اول بود و براي حفظ پايگاه خود ، پيوسته باربذرا، كه رامشگري جوان و بنابر قول ثعالبي از مردم مروبود، از حضور شاهنشاه دور مي داشت. اما باربذ حيله كرد و آواز خويش را بگوش خسرو رسانيد و از آن پس مقرب شد.
    روايات موجوده اختراع دستگاههاي موسيقي ايران را بباربذ نسبت مي دهند . در واقع ، اين مقامات پيش از باربذ هم وجود داشته ، ولي محل ترديد نيست ، كه اين آهنگ ساز بزرگ تاثير بسزايي در موسيقي ساساني كرده است، و اين موسيقي را هم منبع عمده موسيقي عرب و ايران بعد از اسلام بايد شمردو مي توان گفت ، كه در ممالك اسلامي مشرق هنوز آثاري از الحان باربذ باقي است ، زيرا كه شرقيان در اين رشته از صنعت بسيار محافظه كار هستند.
    ثعالبي گويد ، باربذ در ملاقات اول دستان يزدان آفريذ را براي خسرو خواند ، بعد دستان پرتو فخار را بسمع او رسانيد ، كه همان شادماني را مي بخشيد كه توانگري از پس درويشي مي بخشد، پس از آن د ستان سبز اندر سبز را خواند و نواخت ، چنانكه شنوندگان از آهنگ زار زار ابريشم رود و از زير و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند.
    بگفته فردوسي سه دستاني ، كه باربذ در اين محل خواند و نواخت ، داد آفريد، و پيكار گرد و سبز در سبز بود.


    سرودي بآواز خوش بركشيد *** كه اكنون تو خوانيش داذ آفريد
    زننده دگرگون بياراست رود *** بر آورد نگاه ديگر سرود
    كه پيكار گردش همي خواندند *** همي نام از آواز او راندند
    برآمد دگر باره آواز رود *** دگرگونه تر ساخت بانگ سرود
    همان سبز در سبز خواني كنون *** برين گونه سازند مكر و فسون

    در برهان قاطع نام سي لحن ، كه باربذ براي بزم خسرو پرويز ساخته ، مسطور است ، و با مختصر اختلافي نام آنها در خسرو و شيرين نظامي نيز ضبط است. ثعالبي اختراع خسرو انيات را بباربذ نسبت داده ، و گويد : در اين زمان هم مطربان در بزم ملوك و ساير مردمان مي نوازند. در واقع كلمه خسرواني بر يك دستان اطلاق نمي شده است. عوفي از نواي خسرواني نام بدره است و ظاهراً مرادش همان هفت " دستگاه شاهانه " است ، كه مسعودي آنرا " الطرق الملوكيه " ناميده است.
    مطابق روايتي ، ديگر ، باربذ براي بزم خسرو 360 دستان ساخته بود ، چنانكه هر روز دستاني نو مي نواخت ، و قول او " براي استادان فن قانون مطلق بشمار مي رفت و ديگران همه خوشه چين خرمن ذوق او بودند " .
    بنابر آنچه گذشت ، دستگاههاي موسيقي منسوب به باربذ مركب از هفت خسرواني، و سي لحن ، و 360 دستان بوده ، كه با ايام هفته ، و سي روز ماه ، و سيصد و شصت روز سال ساسانيان ، تناسب داشته است؛ خمسه مسترقه را بشمار نياورده اند.
    در ديوان منوچهري و بسي از نويسندگان ايران اسامي بسيار از آوازهاي موسيقي مي بينيم، ولي از هيچيك آنها معلوم نمي توانيم كرد ، كه آيا مقصود يكي از سي لحن است ، يا يكي از 360 دستان . يزدان آفريد ظاهران سرود ديني بوده است. بعضي از دستان ها حوادث تاريخ قديم ايران را بيان مي كرده ، كه از قرن پنجم ميلادي ببعد ، ساسانيان علاقه بسيار بدكر و ياد آوري آنها نشان مي داده اند؛ يكي از اين سرودهاي حماسي كين ايرج نام داشته ، ديگري كين سياوش ، و امثال آن . دستانهاي ديگر در وصف قدرت و ثروت خسرو پرويز بوده است، مثل باغ شيرين ، و باغ شهريار ، و اورنگيگ (اورنگي ، يعني سرود تخت ) ، و تخت طاقديس ، و هفت گنج و گنج ي واذ آورد ("گنج باد آ,ر " ) 4 و گنج كاو ، 4 و شبديز

    دستان هاي ديگر در وصف جشن هاي فصول مختلف ، خاصه در تهنيت مقدم بهار ، و مناظر طبيعت، و مسرات حيات بوده است، از قبيل: نوروزي وزرگ (" نوروز بزرگ " ) ، و سروستان ، و آرايشن ي خورشيذ (" آرايش خورشيد ") ، و ماه ا بر كوهان (ماه بالاي كوهسار)، و نوش لبينان ("نوش لبان " )، و غيره .
    در اصطلاح موسيقي آن زمان " راست " نام يكي از آوازها بوده ، و امروز هم يكي از 12 دستگاه موسيقي ايران و عرب بهمين اسم موسوم است .

    مهمترين آلات موسيقي غير از آنچه ياد كرديم عبارت بود از عود هندي و عود متداول و بربط و چنگ و تنبور و سنتور و ناي و قره ني و طبل كوچكي مرسوم به دنبلك . علاقه شاهان ساساني به موسيقي و مجالس بزم از روايات مورخان و گويندگان ، از روي نقوشي كه بر روي ظروف سيمين كنده كاري شده و موزائيكهاي مكشوف در بيشابور كازرون و گچ بري هاي يافت شده در ري نمودار است.
    نقش موزائيك هاي مكشوف در بيشابور كازرون در سال 1319 و 1320 يك زن نشسته اي را مي نماياند كه شيئي مانند چنگ در دست دارد.
    از ظروف عهد ساساني بيش از هزاران عدد تا كنون به دست آمده است كه تعداد مهمي از آن در موزه آرميتا ژلينن گراد و بقيه در موزه كشورهاي اروپايي و آمريكايي است و حدود بيست قطعه آن نيز در موزه ايران باستان (تهران ) است.
    روي اين ظروف گاهي صحنه هاي جالب و زيبايي از مجلس شكار و بزم و موسيقي و رقص حكاكي شده كه از لحاظ اطلاع و بررسي لباس و طرز حركات رامشگران و شكل لباس و آرايش، جالب و با ارزش است و همه آنها ذوق هنري سرشار شهرياران ساساني و قدر و مقام رامشگران و نوازندگان دربار را مي رساند.
    آلات موسيقي عهد ساساني و آهنگها بوسيله اعراب در قلمرو اسلامي رواج پيدا كرده و از اسپانيا به اروپا راه يافته است. بيشتر آلات موسيقي اروپايي ريشه ايراني دارد.
    ویرایش توسط سینا شریفی : 2013/07/05 در ساعت 15:49

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •