ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5
  1. #1
    حسین یعقوبی
    مدیـــریت سـایت
    تاریخ عضویت
    2012/11/06
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
    سن
    28
    نوشته ها
    1,422
    3,901
    4,140

    انواع اتصالات و محاسبات در جوشکاری

    این هم یه
    جدول كاربردي در مورد محاسبات جوش :


    تصاوير پيوست شده تصاوير پيوست شده  
    ویرایش توسط آسمون : 2013/05/31 در ساعت 16:40

  2. 4
  3. #2
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218
    - آماده سازي و طراحي اتصال

    هدف مهم در جوشكاري دو يا چند قطعه به يكديگر، دست يابي به اتصال بدون عيب است. اولين ضرورت براي رسيدن به اين هدف آماده سازي اجزايي است كه بايد متصل شوند. آماده سازي را مي توان در سه مرحله توضيح داد :

    تميز كردن محل اتصال
    بر طرف كردن كلايه ناخالصي ها و آلودگي ها شامل چربي، رنگها، اكسيدها و پوسته هاي موجود بر روي لبه هاي مورد جوش، كه اين عمل را به دو روش شيميايي و مكانيكي انجام مي دهند.


    شكل هندسي اتصال
    در ورق هاي نازك در تمام وضعيت ها احتياج به پخ كردن لبه ها نيست ولي در ورق هاي با ضخامت متوسط پخ كردن يك طرفه ضروري مي باشد و در ورق هاي ضخيم تر پخ كردن دو طرفه بايد صورت گيرد. گاه اتصال كامل پخ هاي بزرگ نيازمند چندين ده پاس جوش ميباشد. تصميم گيري در مورد نوع پخ و در برخي موارد زاويه و شعاع انحناء تحتاني لبه ها با توجه به ضخامت ورق، حساسيت در مقابل ترك برداشتن، اعوجاج قطعات، وزن فلز جوش، طرح اسكلت، هزينة پخ سازي، نوع الكترود و مهارت جوشكار انجام مي گيرد. بعنوان مثال پخ به شكل U يا لاله اي نياز به فلز جوش كمتري در مقايسه با پخ V يا جناقي دارد. همچنين حساسيت جوش در برابر ايجاد بعضي ترك ها در نوع V بيشتر از U است و يا پخ كردن دو طرفه در مقايسه با يك طرفه (در شرايط يكسان) ميزان پيچيدگي كمتري در قطعه پس از جوشكاري بوجود مي آيد.
    لبه ها با روش هاي گوناگون نظير شعله، قوس، سنگ و تراش پخ سازي مي شوند كه هر يك مستلزم صرف هزينه هايي است كه در بر آورد كلي هزينة جوش را نظر گرفته مي شود.


    در عمليات جوشكاري قطعات ضخيم كه پخ سازي حجيم در لبه ها صورت گرفته است، بايد به تدابير زير توجه شود :

    1- لازم است از پخ سازي دو طرفه استفاده كرد و رديف هاي جوش يك در ميان در دو طرف انجام گيرد.
    2- طرح پخ به طريقي تصحيح شود كه حجم كمتري از فلز جوش نياز باشد، به عنوان مثال زاوية پخ كوچك تر و يا تغيير طرح لبه.
    3- ميزان پيچيدگي عرضي محاسبه شده و در استقرار اولية لبه ها پيش بيني شود.
    گاه به طور طبيعي پخ در طراحي اسكلت وجود دارد كه نمونه هايي از آن در شكل 8 مشاهده مي شود. در شكل 9 تعدادي از انواع پخ متناسب با ضخامت ورق و وضعيت جوشكاري نشان داده شده است.
    شكل 8- طرح هايي از پخ كه در آنها نيازي به هزينه پخ سازي نيست [2].
    شكل 9- تعدادي از انواع پخ سازي مناسب براي جوشكاري با قوس الكترود دستي [2]. (تمام اندازه ها به جز زوايا به ميلي متر بيان شده است.)



    نصب اتصالات

    در اينجا لازم است حالت هاي مختلف قرار گرفتن اجزاء توضيح داده شود.
    وضعيت هايي كه گاهي اوقات براي اتصال دو يا چند قطعه بوجود مي آيد عبارتند از سطح، افقي، قائم و بالاي سر يا سقفي كه در شكل 10 نشان داده شده است :





    در مرحله مونتاژ و سوار كردن اجزاء بايد نكات زير ار در نظر گرفت :

    * قرار دادن صحيح اجزاء
    :
    بدين معني كه فاصلة لبه هاي كنار هم و يا بر روي هم به دقت كنترل و در ضمن كار ثابت باشد. در اينجا بايد مسئله انبساط اجزاء (در اثر حرارت ناشي از جوشكاري) در نظر گرفته شود. شكل 11 نمونه هايي از جوش هاي سالم و معيوب با توجه به قرار دادن صحيح يا اشتباه اجزاء در كنار يكديگر نشان مي دهد.

    * موقعيت و محل مناسب
    جوش :
    منظور از محل مناسب جوش اين است كه فلز جوش در محلي كه تنش ها متمركز مي شوند رسوب داده شود. نمونه هايي از قرار گرفتن صحيح و غلط فلز جوش بر روي محل اتصال تحت نيروهاي وارده در شكل 12 نشان داده شده است.




    * استفاده از گيره، نگهدارنده ها و وضعيت دهنده ها :
    جوشكاري در حالت مسطح ساده تر بوده و علاوه بر كيفيت و راندمان بهتر جوش، به مهارت كمتري نياز داردف همچنين امكان استفاده از الكترودهاي متنوعي وجود دارد.
    ویرایش توسط سینا شریفی : 2013/05/31 در ساعت 17:24

  4. 2
  5. #3
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218
    بنا به دلايل فوق در تكنيك جوشكاري بايد حتي الامكان سعي شود تا عمليات جوشكاري از وضعيت هاي قائم و بالاي سر به وضعيت مسطح و احتمالا افقي برگردانده شود. در عمل وضعيت دهنده ها (كه براي هر سازة خاص طرح ويژه اي دارند) براي مقاصد بالا به كار ميروند. در شكل 13 دو نمونه وضعيت دهنده ديده مي شود.
    استفاده از گيره ها مخصوصاً در كارهاي سشري براي تقليل زمان كل ساخت بسيار مفيد است. شكل 14 نمونه اي از نگهدارنده را نشان مي دهد.

    به طور كلي استفاده از گيره ها و نگهدارنده ها در جوشكاري قوس – الكترود دستي به چهار دليل زير انجام مي شود :

    1- كاهش هر چه بيشتر پيچيدگي ناشي از جوشكاري
    2- ايجاد شرايط سهل و مناسب تر جهت جوشكاري
    3- افزايش راندمان و كارآيي عمليات
    4- تقليل مسائل مربوط به پر كردن موضع
    جوش گيره ها، نگهدارنده ها و وضعيت دهنده ها بايد حتي الامكان سبك و قابل حمل و نقل باشند و به گونه اي طراحي شوند تا بتوان پس از استفاده آن را به صورت قطعات كوچك تري كه فضاي كمي را اشغال مي كند در آورد. همچنين براي نگهداشتن اجزاء در كنار يكديگر، بايد از سيستم پيچ و مهره (كه هنگام تعويض اسكلت وقت گير است) كمتر استفاده شود.












    عمدتاً اتصالاتجوشبر مبناي دوام و ايمني مورد نياز در شرايط كاري طراحي مي گردند. در طراحي يك اتصال، همواره بايد به تنش هايي كه در حين كار به آن وارد مي شود يا درجه حرارت منطقة اتصال هنگام كار، توجه داشت. اتصالي كه در بارگذاري ديناميكي بكار مي رود، با آنچه در بارگذاري استاتيكي مورد مصرف قرار مي گيرد، كاملاً متفاوت است. طراحي در شرايط ديناميك مستلزم در نظر گرفتن استحكام خستگي و مقاومت در برابر شكست ترد مي باشد. به دليل وجود همين عوامل لازم است كه اتصالات به گونه اي طراحي شده باشند كه نقاط تمركز تنش به حداقل رسيده يا كاملاً حذف شوند. همچنين طراحي اتصالات بايد به گو نه اي باشند كه ميان تنش هاي پسماند، تعادل ايجاد كرده و تا حد امكان، مقدار تنش ها را به حداقل برساند.جوش بايد براي اتصالات استحكام كافي ايجاد كند. علاوه بر شرايط كاري، لازم است اتصالات جوش به گونه اي طراحي شوند كه از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه بوده و نيز در حين عمليات جوشكاري در دسترس جوشكار قرار داشته باشند. در دسترس بودن اتصال سبب افزايش توانايي جوشكار، بالا رفتن سطح مهارت وي در كنترل پيچيدگيجوش و بهبود كيفيت جوشكاري مي شود كه در نهايت همه اين موارد باعث پايين آمدن هزينه هاي پروژه مي گردند. تاثيرات طراحي اتصال بر موارد ذكر شده در ادامه، مورد بررسي قرار مي گيرد [4].

    حالت هايي كه دو يا چند جزء براي اتصال مي توانند در كنار يكديگر قرار گيرند در شكل 15 نشان داده شده است و عبارتند از
    [2] :



    حالن لب به لب يا سر به سر :
    در اين حالت لبه ها مي توانند صاف و يا پخ شده باشند و همانطور كه قبلاً اشاره شد نوع، زاويه و شعاع انحناء پخ، بسته به شرايط كار متفاوت ميباشد.



    حالت نبشي داخلي و خارجي :
    در اين حالت دو قطعة با زاويه، در كنار هم قرار داشته و همانند حالت قبل در صورت لزوم مي تواند لبه ها پخ يا صاف باشد.



    حالت سپري :
    اين حالت تقريبا شبيه جوش درحالت نبشي داخلي است.



    حالت لب روي هم :
    در اين حالت مقداري از ورق ها بر روي هم سوار هستند و تا حدودي شبيه جوش نبشي داخلي است.



    حالت جوش لبه اي :
    در اين حالت ورق ها بر رويهم قرار گرفته و بر روي لبه ها كه در يك سطح قرار دارند عمليات جوشكاري انجام مي شود و يا اينكه ورق ها مانند حالت اول در يك سطح كنار يكديگر قرار گرفته، اما لبه ها با زاويه 90 درجه با عرض مساوي خم شده و سپس بر روي لبه هاي خم شده جوش داده مي شود.





    طرح اتصالات جوش جناقي، به اشكال مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد. انتخاب مناسب ترين طرح براي يك كاربرد خاص، تحت تاثير عوامل زير قرار دارد :
    1- تناسب با كاربرد مورد نظر
    2- در دسترس بودن طرح اتصال مورد نظر براي جوشكاري
    3- هزينه هاي جوشكاري
    4- وضعيت جوشكاري

    پخ لبه مربعي، اقتصادي ترين طراحي اتصال از نظر آماده سازي اتصال مي باشد. در اين حالت تنها لازم است كه لبه هر يك از قطعات به همان شكل مربعي حفظ شود. اين نوع طرح اتصا محدود به كاربرد در مورد ضخامت هايي است كه از نظر استحكام و مقاومت در حد مطلوبي قرار داشته باشند. در فرآيند
    SMAW اين ضخامت معمولاً بيش از اينچ (6 ميلي متر) نمي باشد. اين نيز در صورتي است كه جوشكاري در وضعيت تخت انجام شود. نوع مواد مورد جوشكاري نيز حتماً بايد مورد ملاحظه قرار گيرند. هنگام جوشكاري قطعات ضخيم، لبه يا پخ هر قطعه بايد به گونه اي آماده شود كه قوس مستقيماً روي نقطه اي كه سيم جوش الكترود بايد آنجا رسوب كند، متمركز گردد. ذوب بايد بسته به عمق نفوذ مورد نظر ايجاد شود. جهت صرفه جويي بيشتر و كاهش پيچيدگي و تنش پسماند، طرح اتصال بايد داراي يك پاية پخ و يك زاوية پخ باشد كه استحكام كافي را با رسوب حداقل مقدار سيم جوش تامين نمايد. كليد انجام اين كار، در دسترس بودن پايه پخ و ديواره هاي كنار پخ ميباشد. اتصالات پخ V و U شكل براي قطعات ضخيم تر ايده آل هستند. در جوشكاري مقاطع ضخيم زاوية ديواره هاي كناري بايد به اندازه كافي بزرگ باشد تا از حبس سرباره جلوگيري شود [4].
    ویرایش توسط سینا شریفی : 2013/05/31 در ساعت 17:10

  6. 2
  7. #4
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218
    * جوش نبشي
    هنگامي كه شرايط كاري قطعات جوش خورده اجازه دهند، مي توان از جوش نبشي به جاي جوش جناقي استفاده كرد. در جوش نبشي تقريباً نيازي به آماده سازي اتصالات وجود ندارد، در حالي كه در جوش جناقي، ميزان جوش كمتري مورد نياز است. در اتصال نبشي، اگر جوشكاري پيوسته، استحكامي بيش از مقدار مورد نياز براي تحمل بار فراهم كند، مي توان اتصال را به صورت مقطعي جوشكاري كرد.
    جهت كاهش تمركز تنش و بالا بردن استحكام اتصالات، معمولاً از تركيبي از دو نوع جوشكاري نبشي و جناقي استفاده مي گردد. حداقل تمركز تنش در روي سطح جوش زماني كه سطح جوش به شكل گرده دار و مقعر است بدست مي آيد [4].

    پشت بندي جوش
    هنگامي كه نفوذ كامل لازم باشد و جوشكاري تنها از يك طرف اتصال قابل انجام باشد (دسترسي به پشت جوش ممكن نباشد)، پشت بندي جوش لازم مي شود. هدف از اين عمل ايجاد نفود در پاس اوليه جوش و جلوگيري از ريزش مذاب از بين دو قطعه مي باشد. معمولاً از 4 نوع پشت بندي استفاده مي گردد [4] :
    1- تسمه پشت بندي
    2- قطعه پشت بندي
    3- پشت بندي غير فلزي
    4- جوش پشتي

    تسمة پشت بندي
    همانطور كه در شكل 16- الف ملاحظه مي شود، تسمة پشت بندي، نواري فلزي است كه پشت اتصال قرار مي گيرد. اولين پاس جوشكاري، هر دو قطعه را به يكديگر و به نوار پشت بندي متصل مي نمايد. چنانچه تسمه، در شرايط سرويس دهي اتصال دخالتي نداشته باشد، مي تواند در همان محل اتصال باقي بماند. در غير اين صورت تسمه را بايد از آن محل جدا كرد تا ديوارة پشتي اتصال نيز در دسترس باشد. چنانچه ديواره پشتي در دسترس نباشد، بايد از ساير روش ها جهت حصول پاس ريشه مناسب استفاده شود. تسمه پشت بندي هميشه بايد از موادي ساخته شود كه از نظر متالورژيكي با فلز پايه و الكترود مورد مصرف سازگاري داشته باشد. در صورتي كه در طراحي اتصال مجاز باشد مي توان از ساير قطعات سازه كه پشت اتصال متصل است به عنوان تسمه پشت بندي استاده كرد (شكل 16- ب).





    در هر صورت نوار پشت بندي نيز بايد همانند سطح اتصال، عاري از هر گونه آلودگي باشد تا از تجمع سرباره و ايجاد تخلخل جلوگيري شود. قرار گرفتن صحيح تسمه پشت بندي در پشت اتصال بسيار مهم است، زيرا در غير اين صورت، ممكن است فلز جوش مذاب از درز ميان تسمه و قطعه جاري شود.


    پشت بندي غير فلزي
    استفاده از پشت بندي غير فلزي از جنس فلاكس هاي دانه اي يا مواد ديرگداز نيز روشي ديگر براي توليد اولين پاس جوش بي نقص مي باشد. عمدتاً فلاكس هاي دانه اي جهت نگهداري فلز جوش و شكل دادن به سطح ريشه جوش استفاده مي شود. پشت بند ديرگداز از ماده اي قابل انعطاف تشكيل شده است كه به وسيلة گيره يا چسب حساس به فشار در پشت جوش قرار داده مي شود.

    جوش پشتي
    جوش پشتي شامل يك يا چند پاس پشتي در يك اتصال جناقي مي باشد. قبل از اين كه پاس اول روي سطح اتصال ايجاد شود اين جوش در پشت محل اتصال رسوب داده مي شود. اين مفهوم در شكل 17 به تصوير در آمده است. پس از ايجاد جوش پشتي، تمام پاس هاي بعدي از قسمت رو و داخل پخ ايجاد مي شوند. پس از اتمام پاس جوش پشتي، ممكن است ريشه يا پاية پخ به وسيلة سنگ زني يا شيار زني از رو برداشته شود. اين عمل به منظور تميز كردن فلز جوشي كه پاس هاي بعدي بر روي آن تشكيل مي شود، بكار مي رود. جوش پشتي را مي توان با فرآيندي مشابه يا متفاوت از فرآيندي كه براي جوشكاري اتصال در نظر گر فته شده است، ايجاد كرد. اگر از فرآيندي مشابه استفاده مي شود، بايد از الكترودهايي مشابه الكترودهاي مصرفي در جوشكاري درز اصلي استفاده شود. چنانچه از فرآيندي متفاوت مثلاً جوشكاري قوسي با گاز آرگون (TIG) استفاده شود، مفتول جوشكاري بايد فلز جوش مشابهي با تركيب شيميايي و خصوصيات الكترود فرآيند SMAWرسوب دهد. جوش پشتي بايد به اندازه كافي بزرگ باشد تا بتواند هر نوع باري كه بر آن اعمال مي شود را تحمل نمايد. اين نكته بسيار مهم است كه بعد از اتمام جوش پشتي و قبل از اجراي جوش جناقي، قطعات بايد در جاي خود قرار گيرند.







  8. 2
  9. #5
    سینا شریفی
    مدیـــر تالار مهندسی متالورژی
    تاریخ عضویت
    2012/12/08
    نوشته ها
    1,445
    3,296
    3,218

    قطعه پشت بندي مسي

    اغلب از اين قطعة مسي جهت جلوگيري از ريزش حوضچة جوش مذاب در ريشة اتصال استفاده مي شود. ضريب هدايت حرارتي بالاي مس، دليل استفاده از اين فلز مي باشد. اين ضريب هدايت حرارتي بالا مانع از ذوب فلز تسمة پشت بندي مي شود، با اين وجود حجم اين قطعه مسي بايد به اندازه اي بزرگ باشد كه در طول نفوذ اولين پاس جوشكاري ذوب نشود.
    در جوشكاري هاي سنگين جهت جلوگيري از تمركز حرارت و گرما در طول جوشكاري مستمر، مي توان آب را از ميان شيارهاي تعبيه شده در طول اين قطعه مسي عبور داد. در طول جوشكاري نبايد قوس به قطعه مسي برخورد كند زيرا اگر مس ذوب شود احتمال آلوده شدن فلز جوش به مس وجود خواهد داشت. مي توان قطعه مسي را به شكلي پخكاري كرد تا شكل سطح و مقاومت مناسب در پاس ريشه حاصل شود.


    در برخي از كاربردها لازم است كه پخ ها را تا انتهايي ترين قسمت اتصال كاملاً پر كرد. در اين موارد از قسمت هاي اضافي انتهايي استفاده مي شود. اين قطعات، پخ ها را تا بعد از انتهاي قسمتهايي كه بايد جوشكاري شود، توسعه مي دهند. با ادامه جوشكاري در درون اين قطعات جانبي، از پر شدن تمام طول اتصال تا عمق مورد نياز با يك فلز جوش بي نقص، اطمينان حاصل مي شود. يك نمونه از اين وسيله در شكل 18 نشان داده شده است. اين وسايل، ابزارهاي جانبي بسيار مناسبي در آغاز و پايان اتصالات هستند. در صورت بروز هر گونه نقص در آغاز و پايان جوش، اين قطعات دچار نقص جوش مي شوند؛ كه پس از اتمام فرآيند از اتصال اصلي جدا مي شوند. انتخاب نوع مواد براي ورق هاي اضافي انتهايي مهم است. تركيبات اين قطعات نبايد به گونه اي باشند كه روي خصوصيات فلز جوش تاثير منفي بگذارند. به عنوان مثال، براي فلزات زنگ نزن كه در كارهاي ضد خوردگي مورد استفاده قرار خواهند گرفت، اين قطعات بايد با خصوصيات فولاد زنگ نزن اصلي كه جوشكاري مي شود، منطبق باشند. قطعات فولاد ساده كربني ارزان تر مي باشد اما با ذوب شدن سيم جوش هاي فولاد ضد زنگ تركيب فلز جوش در محل اتصالات قطعات جانبي فولاد ساده كربني با فولاد زنگ نزن تغيير مي كند و ممكن است فلز جوش در اين نقطه به اندازه كافي در مقابل خوردگي مقاوم نباشد





    قبل و حين انجام جوشكاري، گرم كردن ناحيه اي كه در حال جوشكاري است، جهت حصول خصوصيات مطلوب در فلز جوش
    يا اطراف فلز پاية مجاور آن يا هر دو، ضروري مي باشد. از پيشگرم كردن غير ضروري بايد اجتناب شود، زيرا موجب اتلاف وقت و انرژي مي گردد. دماي بيش از حد در عمليات پيش گرمايش مقرون به صرفه نبوده و مي تواند باعث كاهش خواص كيفيت اتصال گردد.

    بالا رفتن درجه حرارت در پيشگرمايش باعث ناراحتي جوشكاري و در نهايت افت كيفيت جوشكاري نيز مي گردد. دمايي كه براي پيش گرمايش مورد استفاده قرار مي گيرد بايد بر طبق نتايج آزمايش هاي مختلف، ارزيابي هاي فني و دستور العمل هاي مناسب جوشكاري تعيين شود. به طور كلي دماي عميات پيشگرمايش، به جنس فلز پايه، الكترودهاي مصرفي و نتيجه آزمايش مقيد (تست ترك مواد جوش) بستگي دارد.
    معمولاً فولادهاي سختي پذير، فولادهاي استحكام بالا و الكترودهاي عير از انواع كم هيدروژن به اين عمليات احتياج دارند. همچنين براي جوشكاري فلزاتي با ضريب هدايت حرارتي بالا مانند مس و آلومينيم، به منظور كاهش جريان مورد نياز براي جوشكاري، بهبود نفوذ در جوش
    و كمك به ذوب سيم جوش در فلز پايه از عمليات پيش گرمايش استفاده مي شود.


  10. 2
نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •